الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

402

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس ابن ابىالحديد مىافزايد : اماميه از روات خود نيز نقل كرده‌اند كه على عليه السلام عايشه را نيز به چنين چيزى تهديد كرد ؛ ولى ما چنين اخبارى را نمىپذيريم و كلام على عليه السلام در نامهء مورد بحث را طور ديگرى تفسير مىكنيم و مىگوييم : گروه كثيرى از صحابه با على عليه السلام بودند كه پيغمبر اكرم معاويه را حتى بعد از آنى كه اسلام را پذيرفت لعن كرد و مىفرمود او منافق كافر و اهل دوزخ است و اخبار در اين زمينه مشهور است . « 1 » امام مىتوانست خط و گواهى اين گروه از صحابه را در اين باره به شام بفرستد و به گوش شاميان برساند ؛ ولى اين كار را به مصلحت ( امت ) ندانست و اگر اين كار را مىكرد معاويه را در هم مىكوبيد . « 2 » علّامهء شوشترى بعد از نقل اين كلام شديداً به ابن ابىالحديد اعتراض مىكند كه هيچ يك از اماميه معتقد نيست كه على عليه السلام قادر بود رابطهء ام حبيبه يا عايشه را از پيغمبر چنان قطع كند كه نكاح آنها براى مردان امت جايز باشد ، بلكه تنها احترام ام‌ّالمؤمنين بودن و رابطهء معنوى آنها را از پيغمبر مى توانست قطع كند و اين مطلب چيزى نيست كه تنها علماى اماميه به آن قائل باشند ؛ بلكه بعضى از علماى اهل سنّت مطابق نقل ابن اعثم كوفى در كتاب الفتوح « 3 » نيز چنين روايتى را نقل كرده‌اند كه پيغمبر اين اجازه را به على عليه السلام داده بود . « 4 » ولى همان‌گونه كه در بالا آمد تفسير مناسب براى كلام امام در اين نامه همان تفسير اوّل است . آن‌گاه امام عليه السلام در آخرين جمله‌هاى خود در اين نامه صريحاً به معاويه

--> ( 1 ) . روايات مزبور را مىتوانيد به عنوان نمونه در كتاب صفين نصر بن مزاحم كه از مورخان مشهور است ص 216 مطالعه فرماييد ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 65 ( 3 ) . فتوح ابن اعثم ، ج 2 ، ص 340 ( 4 ) . بهج‌الصباغه ، ج 4 ، ص 286